|
وقتی صحبت از داروهای طول عمر به میان میآید، حتماً میپرسید، چون علم پزشکی آنقدر پیشرفته است، حتماً نوعی دارو وجود دارد که بتواند به شما کمک کند عمر طولانیتری داشته باشید. آیا این فقط در تنوع مکملهای سلامتی موجود در بازار است؟
ببخشید، دکتر توپول به طور صریح به ما گفت که بیشتر این مکملها مالیات هوش هستند. یک مثال، او ذکر کرد، روغن ماهی است که در بین بسیاری از مردم محبوب است. در سال ۲۰۱۹، نتایج یک آزمایش بزرگ در کنار تخت به نام VITAL منتشر شد. دانشمندان بیش از پنج سال بیش از بیست و پنج هزار و هفتاد و یک بزرگسال کاملاً سالم را ردیابی کردند.
دانشمندان در تلاش بودند تا یک چیز را بفهمند: هر روز دوز استانداردی از روغن ماهی امگا ۳ مصرف کنید. یعنی همان نوع روغن ماهی که معمولاً در سوپرمارکت میخریم، که حاوی مخلوطی از EPA و DHA است، آیا میتواند بیماریهای قلبی عروقی و سرطان را همانطور که افسانه میگوید، دور نگه دارد؟
معتبر نیست. کاملاً بیاثر بود.
چه شیوع کلی بحران قلبی عروقی و چه سرطان، هیچ تفاوت معنیداری بین کسانی که روغن ماهی مصرف میکردند و کسانی که دارونما دریافت میکردند، وجود نداشت. فکر میکنید با بلعیدن آن گرم روغن ماهی هر روز، پاکسازی عمیقی از رگهای خونی خود انجام میدهید؟ در واقع، چی؟ مثل این است که خانهتان آتش گرفته باشد و شما با یک لیوان کوچک ودکا به آتش آب بریزید. بدتر از آن، مصرف بیش از حد طولانی مدت DHA عملکرد سیستم ایمنی بدن را کاهش میدهد و تجمع پلاکتها را تحت تأثیر قرار میدهد.
روغن ماهی یک مکمل شناخته شده است، اما در مورد برخی از جدیدترین فناوریها چطور؟ به عنوان مثال، درمان تبادل خون،مکملهای NAD + که در بین میلیاردرهای سیلیکون ولی و کلینیکهای طول عمر محبوب هستند. بسیار علمی تخیلی و سطح بالا به نظر میرسد. اما این روشهای "بیوهکینگ" یا فاقد شواهد فایده بالینی از کارآزماییهای تصادفی کنترل شده بزرگ در انسان هستند یا خطرات قابل توجهی دارند، توپول گفت. بیایید با درمان تزریق خون شروع کنیم. شما احتمالاً از یک میلیاردر سیلیکون ولی، برایان جانسون، شنیدهاید که زمانی خون پسر جوانش را مبادله کرد به امید معکوس کردن پیری با تزریق خون جوان.البته، جانسون خود بعداً اعتراف کرد که تزریق خون اثر مورد نظر را نداشته است. اگرچه برخی شرکتها تزریق پلاسمای جوان و درمانهای جایگزینی پلاسما را با قیمتی تا ۱۰ هزار دلار در لیتر ارائه میدهند، توپول گفت. در واقع، با این حال، مطالعات بسیار کمی در مورد تزریق خون در انسان انجام شده است و آن مطالعات اساساً درمانی پیدا نکردهاند. به عنوان مثال، یک کارآزمایی تصادفی کوچک روی نه بیمار آلزایمر، با استفاده از پلاسمای خون اهدایی از افراد جوان، هیچ اثری پیدا نکرد.
به طور خاص، توپول تأکید کرد که علاوه بر هزینه بالای آنها و عدم وجود شواهد اثربخشی، تزریق پلاسما و درمان جایگزینی پلاسما خطر جدی انتقال بیماری را به همراه دارد.
و مکملهای NAD +. NAD + متابولیتی است که توسط میتوکندری تولید میشود و نقش مرکزی در متابولیسم انرژی ایفا میکند: میتواند ترمیم ژن انسان را تقویت کرده و سرعت پیری سلولهای ظریف را به تأخیر بیندازد. با افزایش سن، سطح NAD + کاهش مییابد. بنابراین بسیاری از شرکتها شروع به فروش برخی از به اصطلاح "داروهای معجزهآسا" که میتوانند ترشح NAD + بدن را دوباره افزایش دهند، کردند. به عنوان مثال، NR و NMN، یکی از آنها ویتامین B3 است و دیگری یک مولکول کوچک آلی است که پس از ورود به بدن انسان به NAD + تبدیل میشود، که این نیز یک موهبت با فناوری بالا از "چه چیزی بخوریم" است.
اما توپول میگوید این محصولات در واقع بدون اثبات در کارآزماییهای بالینی انسانی به طور گسترده فروخته میشوند. در واقع، NAD + در بدن کار میکند، اما همچنین به ترشح بسیاری از مواد دیگر توسط بدن بستگی دارد؛ صرف مصرف مواد مصنوعی مشابه از خارج بدن احتمالاً بیفایده است. آنچه حتی ترسناکتر است این است که برخی مؤسسات تحقیقاتی و شرکتهای بیودارویی نیز عمداً عوارض جانبی آن را پنهان میکنند، مانند افزایش خطر ابتلا به سرطان:
پس سوال این است که دقیقاً چه چیزی کار میکند؟
یک داروی جدید وجود دارد که ممکن است مؤثر باشد، و آن داروی GLP-1 است که بسیاری از مردم آن را شنیدهاند، مانند سِمِگلوتید یا تیرزپاتید. این داروها در ابتدا برای درمان دیابت و چاقی استفاده میشدند.
چگونه داروهای درمان دیابت و چاقی میتوانند به افراد کمک کنند عمر طولانیتری داشته باشند؟ در کتاب خود، توبول استدلال مخربی را مطرح میکند که بیماریهای به ظاهر نامرتبط و کوتاه مدت بیماری قلبی، سرطان و آلزایمر دارای یک مکانیسم اساسی مشترک هستند: التهاب مزمن و اختلال در سیستم ایمنی.بیایید با بیماری قلبی شروع کنیم. خرد جمعی معتقد است که آترواسکلروز زمانی است که رگهای خونی توسط چربی "مسدود" میشوند، درست مانند لولههای آب که توسط کثیفی مسدود میشوند. اما ماهیت آن التهاب دیواره رگهای خونی است و تمام التهابها در نهایت توسط سیستم ایمنی ما تحریک میشوند.توپول به یک اثبات تکان دهنده اشاره کرد. در یک کارآزمایی بزرگ در کنار تخت به نام CANTOS، دانشمندان به بیماران مبتلا به بیماری قلبی یک داروی ضد التهاب قوی (کانادوماب) تزریق کردند که به طور خاص التهاب عروق خونی ناشی از سیستم ایمنی را مهار میکند. چه اتفاقی افتاد؟ نه تنها میزان حملات قلبی به طور قابل توجهی کاهش یافت، بلکه حتی شیوع سرطان ریه کشنده نیز به طور غیرمنتظرهای به طور قابل توجهی کاهش یافت.میبینید، این "یک تیر و دو نشان" معجزه تأیید میکند که بیماریهای قلبی عروقی و سرطان سوئیچ التهابی یکسانی دارند.و سپس سرطان. خود سرطان معمولاً کشنده نیست؛ آنچه واقعاً میکشد "متاستاز" آن است. پیششرط سلولهای سرطانی برای سرگردانی و کاشت در بدن این است که باید توانایی استتار بالایی را برای فرار از سیستم ایمنی پیر تکامل دهند.تا زمانی که سیستم ایمنی ما قوی بماند، در اکثر موارد میتواند سلولهای سرطانی را در ریشههایشان قفل کند، توپول گفت.در نهایت، به بیماریهای عصبی نگاه کنید. در گذشته، حرفه پزشکی فکر میکرد که مغز، محافظت شده توسط سد خونی مغزی، جزیرهای است که کمتر تحت تأثیر سیستم ایمنی قرار میگیرد. اما اکنون میدانیم که نوعی ماکروفاژ به نام میکروگلیا در مغز ساکن است و به عنوان نگهبان و پاک کننده زباله برای نظارت بر سلامت مغز عمل میکند. با این حال، با افزایش سن، این نگهبانان تحلیل میروند و وارد حالت "التهاب مرحله پایانی" میشوند، نه تنها پاکسازی زبالههای متابولیک را متوقف میکنند، بلکه در عوض شروع به آزاد کردن فاکتورهای پیش التهابی میکنند که سیناپسهای سیناپسی را از بین میبرند و باعث مرگ سلولهای مغزی میشوند.
توپول صریح است: بدون این "شورش التهابی" در داخل مغز، آلزایمر و پارکینسون به سختی میتوانستند واقعاً مخرب باشند.
از آنجایی که ریشههای تمام بیماریها را میتوان به اختلالات ایمنی و التهاب مزمن نسبت داد، این یک پیشرفت امیدوارکننده به ما میدهد. این سه عامل کشنده مزمن معمولاً تا دو دهه یا بیشتر طول میکشد تا کمین کرده و ایجاد شوند و به انسانها "پنجره رهگیری زودهنگام" بسیار گستردهای میدهند، توپول گفت.
پس چگونه آن را متوقف کنیم؟ داروهای GLP-1 به کار میآیند: یک کارآزمایی تصادفی بزرگ با حضور ۱۷۶۰۰ بیمار چاق با سابقه بیماری قلبی، کاهش ۲۰ درصدی خطر حمله قلبی، سکته مغزی و مرگ قلبی عروقی را در گروه درمانی پس از سه سال استفاده از متوترکسات نشان داد. جالبتر از آن این است که در بدن این بیماران، ابتدا خطر التهاب و بیماری قلبی عروقی کاهش یافت و سپس کاهش وزن.
این به چه معناست؟ منطق اساسی نجات جان GLP-1 بسیار فراتر از "کاهش وزن فیزیکی باعث سلامتی بیشتر افراد میشود" است، بلکه التهاب مزمن را در سراسر بدن هدایت و به طور مستقل کاهش میدهد و در نتیجه خطر قلبی عروقی را کاهش میدهد.
حتی شگفتانگیزتر، داروهای GLP-1 همچنین پتانسیل انقلابی در درمان بیماریهای عصبی نشان میدهند. در یک کارآزمایی در کنار تخت بیماران مبتلا به پارکینسون اولیه، استفاده از GLP-1 با موفقیت از وخامت علائم حرکتی در بیماران مبتلا به پارکینسون اولیه جلوگیری کرد و این محافظت پس از قطع مصرف ادامه یافت.
این یک راز بزرگ در زیست شناسی است: بسیاری از داروهای بزرگ مولکول GLP-1 به سادگی نمیتوانند به مقادیر زیاد و مستقیم از سد خونی مغزی عبور کنند. دانشمندان حدس میزنند که این گروه از "هورمونهای رودهای" ممکن است از یک مکانیسم "کنترل از راه دور" استفاده کنند - آنها از طریق یک "محور روده-مغز" عبور میکنند. سیگنالها مستقیماً به قشر و هیپوتالاموس ارسال میشوند و در نتیجه "شورش التهابی" را که باعث ایجاد نورودژنراسیون در داخل مغز میشود، بدون شکستن سد فیزیکی، مهار میکنند.
به عبارت دیگر، کلید درمان یک بیماری ترمینال در مغز در واقع در روده است.
|
تماس با شخص: Mrs. Echo
تلفن: 86-17728918978
فکس: 86-177-28918978